تبليغاتX
اجــــاق
 

 

 

بسپاری خودت را به شلوغی خط ها

و صدای بوق

که بهار

رادیو به رادیو فواره زده

موجش را روی قیمت های بازار

 

و سین که به جیب های تو سکه نمی دهد

عیدی بگذاری لای قرآن

و در اولین نگاه می شناسی

زرد رنگ پریده را

پنهان پشت سبزه ها ...

 

پس دست های خالی ات را مشت می کنی

به شکل یک کلمه

لای کتاب های ممنوعه

و همه چیز را با چشم هایت

به خاک باغچه می سپاری ...

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 13:6 توسط حامد رمضاني |